❇️ «یک تعریف دیگر از ایران، که تعریفی ایدئولوژیکی‌ست، معتقد است ایران در جایگاه کشوری در قلب خاورمیانه دارای دو بال فرهنگی و ایدئولوژیکی‌ست. بال فرهنگی آن تا غرب چین ادامه دارد و شامل تمام کشورهایی می‌شود که در زیرمجموعه زبان فارسی قرار دارند و بال ایدئولوژیکی آن که در غرب آن شامل عراق، سوریه، لبنان و فلسطین می‌شود. این دیدگاه اعتقاد دارد ایران با این دو بال کشوری فرامنطقه‌ای‌ست و رفتارهایش آثار فرامنطقه‌ای دارد. این تحلیل به این باور است که اگر ایران بال شمال غربی خود را، که شامل منطقه قفقاز و ترکیه و مناطقی از آسیای میانه می‌شود، فعال سازد، قطعاً به کشوری بزرگ و تأثیرگذار در جهان تبدیل خواهد شد. طبق این تحلیل، آسیای مرکزی از ایران تأثیر می‌پذیرد و دارای ویژگی‌هایی‌ست که فضا را برای تحرک سیاست خارجی ایران فعال می‌سازد.»

🔺🔺 جملات بالا بخشی از مقاله‌ای جان‌دار بود که رسید از دست محبوبی به دستم. آیا این‌ها کفایت نمی‌کند که فرهنگ ایرانی و فارسی را در آسیای میانه جدی‌تر بگیریم و آن را حیاتی‌تر از هر اقدام دیگری بدانیم و برایش وقت و سرمایه و نیروی قابل توجهی صرف کنیم؟