گنج، در یاد پسرکم
زیباتر از چشم تو در عالم ندیدم
مشتاق اندوهم که از تو کم ندیدم
.
شادم که شد هرچند کوته مهربانی
از یاد مهرت هیچگه جز غم ندیدم
.
من گنج عمرم با دو دستم خاک کردم
دریا ز دستم رفت و یک نم هم ندیدم
.
با هر که میگویم تو را گردم پشیمان
در خون دل همخانه و همدم ندیدم
.
از خاک بیرون میکشم هر نیمهشب خود
چون خویش مرگی زادهٔ آدم ندیدم
.
.
مهر دو
+ نوشته شده در یکشنبه نهم مهر ۱۴۰۲ ساعت 0:43 توسط ابرمیم
|