مشاهدات یک گاو از بغدادِ هزار رنگ
میدانید که بغداد در آن روزها (حدود هفتصد سال پیش) از لحاظ زیبایی و معماری و جذابیتهای گوناگون زبانزدِ تاریخ است. در چنین شهری هنگامی که یک عدد گاو وارد بشود، پس از رد شدن از آنهمه شگفتیهای غیر قابل توصیف، چه گزارشی از این گردشگری به شما خواهد داد؟ «منِ گاو در این شهر پوست خربزههای خوشمزهای تناول فرمودم!» یعنی چیزی را میبیند که بقیه خوردهاند و آشغالش را دور ریختهاند. انسان اگر گاوطور زندگی بکند و به زندگی نگاه کند، همین آشغالها را میبیند و اصلاً خوبیهای بینهایتِ عالم را نخواهد دید.
این دو بیت را پرِ شالتان داشته باشید، هر وقت کسی نکات مثبت و درست و واقعیِ اتفاقی را ندید، برای توهین و تنبیه به کار ببرید:
گاو در بغداد آید ناگهان / بگذرد او زینسران تا آنسران
زآنهمه عیش و خوشیها و مزه / او نبیند جز که قشرِ خربزه
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۲ ساعت 10:35 توسط ابرمیم
|