قسمت دوم: نظری بر منابع ورود آریایی‌ها به ایران
ب) منابع مکتوب >>>> منابع ایرانی

منابع مکتوبِ تاریخ ایران باستان به دو گروه منابع ایرانی و غیرایرانی بخش می‌شود. منابع ایرانی عمدتاً کتاب‌های دینی هند و ایران باستان است. مهم‌ترین پیونددهندۀ آریایی‌ها و هندی‌ها عامل زبان است. زبان‌شناسان طیّ پژوهش‌های خود به این نتیجه رسیده‌اند که کتاب دینی هند باستان (ریگ ودا) با کتاب دینی آریایی‌ها (اوستا و به‌ویژه سرودهای گات‌ها) شباهت‌های فراوان زبانی دارند. از این شباهت به یگانگیِ مبدأ حرکت قبایل ایرانی و هندی رسیده‌اند.

اطلاعات درونیِ اوستا و ریگ ودا بسیار ارزشمند و راهگشاست، ولی از آن‌ها بیشتر می‌توان برای گمانه‌زنی‌های کلی بهره گرفت، نه منبعی موثق برای نگارش و بازشناسی تاریخ ایران باستان. نقدهای اصلیِ وارد بر این منابع مکتوب را می‌توان به این صورت فهرست کرد:

1️⃣ آن‌چه از کتاب اوستا راجع به بازشناسی عقاید هندیان و ایرانیان باستان می‌توان یافت بسیار معدود و کم‌شمار است.

2️⃣ میان اوستای شفاهی زرتشت و اوستای مکتوب فاصلۀ صدهاساله‌ای‌ست که تاریخ دقیقی هم نمی‌توان برایش تعیین کرد. این فاصله و نبودِ دقت‌های گاهشمارانه و تقویمی باعث شده عنصرِ زمان از متنِ اوستا حذف شود و متن ارزشِ تاریخیِ خود را از دست بدهد.

3️⃣ فاصلۀ زمانی خلق و ثبتِ متنِ اوستا (حدود هزار سال) موجبِ درهم‌آمیزیِ اوستای اولیه با نگاه و تفکرِ روحانی‌های زرتشتی شده. همچنین قسمت‌هایی از اوستا به ما نرسیده. پژوهشگر مجبور است یک بازۀ هزارساله را در نظر بگیرد و با کمکِ پازند (تفسیر اوستا) و زند (ترجمه پهلوی اوستا) و همچنین کتیبه‌های باقی‌مانده و نوشته‌های مورخان غیرایرانی تکه‌های این سفال را ذره‌ذره به هم بچسباند. روشن است این مطابقه چه اندازه ممکن است دست‌خوشِ غرض‌ها و پردازش‌های ذهنی شود.

4️⃣ در ریگ ودا منبع‌های اطلاعاتی فراوانی می‌توان یافت، ولی آرایه‌های ادبی و اسطوره‌ها و خیال‌انگیزیِ غالبِ این کتاب تشخیص اصالتِ متن را دشوار کرده. برهمنان نیز متون دینی تفسیری دارند و پژوهشگر ناچار است مدام میانِ این منابع در رفت‌وآمد باشد.

با این توضیحات، منابع دینی باستانی اگرچه بسیار ارزشمند و مهم‌اند، برای یافتن یک تصویر درست از تاریخ نمی‌توان آن‌ها را به عنوان یک سند تاریخی پذیرفت.