کنسرتهای قرآنی
روزهای خوش یکی پس از دیگری میآیند و روشن نیست این خوشی همان رهاشدگی است یا بهواقع نعیم این جهانی است که البته از آن پرسیده خواهد شد. اوایل هفته بود که امام جماعت دفتر پس از نماز شمارهام را گرفت. برای مستعدان قرآنی من و چند نفر دیگر را معرفی کرد. به این واسطه بود که ناخوشآواز اذانی میگویم و بعد از نمازها دعا و تعقیباتی میخوانم. در روزهای ماه مبارک نیز یکی دو باری قرآنی خواندم و یحتمل خلقالله در دل گفته باشند از بهر خدا مخوان! علاقهی من به قرآن آوایی هم هست، اما این دلیل نمیشود به معانی آن توجهی نکنم. سالها قصههای قرآنی نوشتهام و این توفیق دلم را آشفتهتر میکند؛ آشفته از «کَبُرَ مَقتاً عِندَ اللهِ أن تَقولوا ما لا تَفعَلون.»
اواسط هفته بود که تلفنی به کارگاه توانمندسازی قاریان دعوت شدم. چهارشنبه حوالی ساعت یک و نیم رسیدم به زرتشت. کنار بیمارستان مهر بود؛ همانجایی که محمدیوسف و فاطمه زاده شدند. استادی بالای جلسه نشسته بود که خوشمزه و کاربلد بود؛ صدایش هم بس ملکوتی. در کنارش آقای زمانیاننامی بود که گویا او نیز صوت خوشی داشت و ما توفیق شنیدن تلاوت ایشان را نداشتیم. مرتّلها یک سو نشستند و قاریان سویی دیگر. هر کس به نوایی آیاتی خواند. برخی بسیار خوشنوا بودند و برخی در ابتدای راه. غث و سمین آمیخته بود و هدف تشکیل این کارگاه و کارگاههای وعدهدادهشدهی بعدی همین سواسازی سره از ناسره بود.
از «وَ تَوَلّی عَنهُم وَ قالَ یا اَسَفی عَلی یُوسف» تا انتهای «یا اَیُّها العَزیزُ مَسَّنا وَ اَهلَنا الضُّر» انتخاب من بود به نیت محمدیوسفم. وقتی بهترتیل این آیات را خواندم، نظر به دلبریِ منشاوی از جانم، خواستم بهتأسی از او بخوانم؛ اما آنقدر پرده را بالا بردم که استاد فرمود مرا به یاد قاریان عراقی و حرمهای امامان علیهمالسلام در آن دیار انداختی. بعد از مجلس تا دو روز مدام در زمزمهی نواهای قرآنی بودم. هر چه بود چنین مجالسی البته که سراسر نور است، ولی از این دردم گرفت که محض رضای خدا یک کلمه نیز از محتوای آیات و ربط میان معنا و صوت و تلاوت گفته نشد. شاید تنها روح من بود که با هر آیه متزلزل و ویران میشد و حداقل استادی که بالای مجلس نشسته بود از این گسست و زلازل وجودم خبری نمییافت. یادِ خیلِ قاریانِ قرآنی افتادم که در روز جزا جهنمی میشوند.
محافل تلاوت مجلسی قرآنی همواره در کشورهای اسلامی، بهویژه مصر و ایران، مشتریان پر و پا قرصی دارد. حداقل درباره مصر میتوان گفت این مجالس بیشباهت با کنسرت نیست. آنچه جذاب است شاید نه معانی و تکانههای روح در روبرویی با آیههای قرآن، که صوت و هنرنمایی قاری و خوانندهی قرآن است. شاید قاریانی مانند مصطفی اسماعیل و محمد صدیق منشاوی و دیگران با معانی و حزن قرآن ربطی گرفته باشند، اما این مشت نمونهی خرواری نیست. حضور در این کارگاه از عمرم محسوب نخواهد شد، ولی قرآن چیزی ورای صوت و زیباییهای نوایی قاریان باید باشد. شاید هم اقتضای عنوان جلسه ایجاب میکرد تنها به نوا و صوت و صورت بپردازند و معنا را همچون هزار و چهارصد سال گذشته برای اهل معنا در پستوی تاریخ نهان بدارند!