جنگ؛ که ابتلا تمامی ندارد
بعد از یادداشت قبلی واکنشهای جالبی از اطرافیان دریافتم. حرفهای گوناگونی زدند و دوست داشتند ورق به سوی تمدن اسلامی برگردد. دوست داشتند با ترفندهای گوناگون و همان طرحهای سرِ طراحان، علوم انسانی را اسلامی کنند. من بنا به همان عادت ذهنی غلط یا درستم، به آنان گفتم هیچکدام از این مبارزههای فرهنگی جواب نمیدهد. اکنون با چشم خود دارید میبینید که دشمن آنسوی مرزها نیست و در همین خاک با گسترش مادیگرایی و فردگرایی همین من و تو دشمن مردم شدهایم. هر کداممان دستمان به هر جایی رسیده است آن را دودستی چسبیدهایم و مانند زالو آن را میمکیم.
اگر هم در وجود ما نارضایتی موج میزند، بیشتر از این بابت است که سهم کمتری نصیبمان شده و اگر سهممان بیشتر بشود، باز در پیِ سهم بیشتری هستیم. دغدغهی هیچکدام از ما کمبودهای دینی نیست. دردِ ما نبودنِ امام علیهالسلام هم باشد، بیشتر از این بابت است که حق ما را از ظالمان بستاند، نه اینکه ما را به درجات کمالی انسانی و قرب الهی برساند و از ملکوت و اسماء و صفات نیز بگذراند. این همان خواستهی مسلمانان در زمان خلافت امیرالمؤمنین علیهالسلام بود. آنها علی را نه برای دین، که برای دنیا طلبیدند. از این نالان بودند که سهمشان از فتوحات نابرابر است و آنقدر که فلانی و فلانی بردهاند، به آنها سهمی نرسیده است. بنابراین چه کسی بهتر از علی که با ذوالفقارش حق را برای آنان بستاند.
بگذریم. به این عزیزان گفتم شما تا زمانی که در موضع عکسالعمل هستید، در نهایت در زمین دیگران بازی خواهید کرد. این گوی و این هم میدان. یا بمیر یا بمیران. تمام تلاشت را به کار بگیر و خود را تا دندان مسلح کن تا غول اصلی را از کار بیندازی. آنوقت اگر توفیقی در این زمینه یافتی و با رنج فراوان دشمن اصلیات را نابود کردی، دیگر غرب قبله و مقتدای عدهای نخواهد بود که با اندیشه و روش و عشق آن، تمام گنجهای سرزمینت را دود کنند. تمدنها همگی از دل جنگ بیرون آمدهاند و در نهایت این گزینهی نظامی است که کار را تمام میکند. هر قدر هم با اقتصاد و فرهنگ و علم و اجتماع و رسانه و دیگر چیزها بکوشی، چیزی که تعیینکننده است جنگ نظامی و قدرت سلاح و مقاومت در این مسیر است.
روندهای تاریخی نشان میدهد که در نبودِ رضایتِ داخلی، قدرت نظامی از کار میافتد و کشور به هر چیزی جز حکومت وقت رضایت خواهد داد؛ اما شاید این تمامِ چیزی نباشد که ما میبینیم و جنگی بزرگ ناگهان این روند را تغییر بدهد. با این همه بتِ بزرگ نفسِ آدمی است که اژدهایی است که هرگز نمیخوابد و به محض فراهمشدن وضعیت مساعد، همهچیز را به آتش میکشد. آن اژدها و آن بتِ بتها نیز در هیچ کورهای جز جنگ شناسایی و مطیع نخواهد شد. کسی که از جهاد اصغر سالم به خانه برسد، کار دشواری با جهاد اکبر دارد؛ زیرا تقریباً همه این قافیه را باختهاند. برندگان و بازندگان این دنیا همگی مبتلایند و هیچ پیروزی و شکستی خالی از ابتلای الهی نیست.