آمدم، پیروز میدان آمدم / آمدم، شاه شهیدان! آمدم

آمدم با صد هزاران اشک و آه / اشک‌ریزان تا بیابان آمدم

با سرت رفتم، به دور از پیکرت / بر سرِ جسمِ غریبان آمدم

ای شکسته استخوان، ای بی گلو / پاره‌حنجر، جان‌پریشان آمدم

من چگونه کردمت اینجا رها؟ / باز دنبالِ چه نالان آمدم؟

تو پیامِ خونی و من نامه‌بر / غم مخور، امروز شادان آمدم

سوختم ای آتشِ صحرای من / جلوه‌گاهِ طور! بی‌جان آمدم

هر کجا مُردَم، سرت جان‌بخش شد / هر کجا رفتم، به جانان آمدم

بس که با رأسِ تو کردم گفت‌وگو / بی سر و بی پا و سامان آمدم

آه ای آیینۀ پروردگار / در غباری؟ خاک‌پاشان آمدم

داده‌ام بر باد بودِ دیو را / جاودان شد نامِ یزدان آمدم

پرچمت تا بامِ رستاخیز پاک / فتح کردم با تو صد خان آمدم