شهریار زرشناس در «جستارهایی در ادبیات داستانی معاصر» گاهی یک‌طرفه به قاضی رفته، ولی در مجموع داده‌های بدی ندارد و حرفش هم خیلی بیراه نیست. نکته‌ای که به نظر من می‌رسد دو قضیه است. یکی اینکه زرشناس سرِ سلسله را می‌زند تا این جریان‌های ادبی و فرهنگیِ پاگرفته در جامعه نخبگانی نتواند زیاد خوش باشد و برای خودش طرفدار جذب کند. این به نظرم آن‌قدرها هم بد نیست. اما قضیه دوم که کار را خراب می‌کند، پرداخت سطحی و یک‌طرفه به تفکرات غیراسلامی‌ست. عیبِ کار آنجا پیدا می‌شود که مثلاً منِ نوعی بروم و دو خط واقعیتِ فروید و هگل و نیچه و رفقایشان را بخوانم و کم‌کم دستم بیاید با آن چیزی که امثال این آقای زرشناس می‌گوید فرق‌های اساسی دارد. حتی ممکن است تقصیر این آقا هم نباشد، ولی نگاهِ گذرا به مکاتب غربی عواقبی دارد که گریزان شدن اولینش است.