زندگی به هر قیمتی
بامداد جمعه اسرائیل در حرکتی مذبوحانه و احمقانه علیه ایران جنگ به راه انداخت. با این کار ایران بهسرعت واکنش نشان داد و بعید است این کشمکش آتشین بهزودی تمام شود. نتانیاهو میخواهد زنده بماند و با جنگافروزی بر قدرت باقی بماند. یحتمل حجم آتشی که ایران بر سر اسرائیل میریزد در همین نزدیکیها او را به دامان ائتلاف جهانی خواهد انداخت. دولت ایران دوست ندارد با غربی که مرکز آمال بیشتر مردان اوست درافتد، اما نیروهای تازهنفس نظامی به دولتیها اجازه دخالت نخواهند داد. زمانی که ایران مرزهای آتش خود را تا سوریه و لبنان و اراضی اشغالی پیش برده بود صداهای مخالفی از داخل مانع ماندن جنگ در خارج از مرزهای ایران شدند. مشکلات اقتصادی را به دفاع برونمرزی گره زدند و ایران سنگرهای دوردستش را از کف داد.
آنچه این روزها اسرائیل نامش را جنگ نهاده مجموعهای از خرابکاریهای تهی و پرسروصداست که خبرش از خودش بزرگتر است. هماکنون پدافند مقتدر ایران ریزپرندهها را نیز به کام مرگ میکشاند و همزمان نیروی هوافضا موشکهای چند صد کیلویی را در نقاط منتخب و مهم اسرائیل فرود میآورد. نتانیاهو مرد جنگ و نیرنگباز بزرگ منطقه است. او با ترفندهای مختلف و بدون هیچ ملاحظهای از کشورهای اروپایی و امریکا باج میگیرد و خرج جنگ میکند. اروپاییها میدانند که صهیونیستها خطری بسیار بزرگ برای امنیت آناناند و از این رو ترجیح میدهند در همین غرب آسیا انسانها را مانند حشراتالارض بکشند، ولی خون از بینی چشمرنگیها نیاید.
نتانیاهو تابع همان مشت آهنین معروف است که در آن آنقدر دشمن را میکوبی که به غلطکردن بیفتد. او با عملیات ایذایی در ایران و پوشش رسانهای میکوشد مردم ایران را به فشار علیه دفاع مشروع وادارد. صفهای بنزین پررنگ و القای قحطی و ناامنی حتی بر زبان دولتمردان ایران نیز جاری میشود. اروپاییها با خواهش و دستور ایران را به خویشتنداری و میز مذاکره میخوانند؛ همان میزی که تیزیاش خون فرماندهان ارشد ایران را ریخت و البته منشأ خیری برای گشایش نوین شد.
نخستوزیر رژیم صهیونی تا آخرین برگ خود بازی خواهد کرد و خیال عقبنشینی ندارد، مگر آنکه بتواند در جبههای دیگر جنگ بسازد. او کلهخرتر از این حرفهاست که از خیر چنین فرصتی بگذرد. او با حربههای گوناگون در میدان خواهد ماند. بر خرابههای تلابیب میایستد و با بغض مظلومنمایی میکند. آنها از بیم اینکه پیشبینیهای نابودیشان محقق بشود، مانند غرقشوندهای که به هر گیاهی چنگ میزند تا نجات یابد، هر کاری برای نجات خواهند کرد. با کمال تأسف و تأثر باید گفت سخن قرآن درست است و راهی جز کشتن آنان نیست، چرا که در وجود اینان هیچ عهد و پیمانی تعریف نشده است.
🔺 واقعیتهای تاریخی به ما میگوید ایران اگر هم شکست بخورد، که از ظواهر امر چنین برنمیآید، تسخیر نخواهد شد. دور از هر گونه شعار وطنپرستانه و بدون لحاظکردن ترازهای قدرت نظامی و روانی در دو سوی بلوک شرق و غرب و تمدنهای اصلیِ زمینمحور و دریامحور، سیر تمدنی ایران و روح سرزمینی و جبر جغرافیایی همگی کفهی ترازو را به سوی ایران سنگین میکند. هر زایشی خونریزی و دردهایی هم دارد و زایش روزگاری نو که در آن ساختار قدرتهای جهان به رنگی دیگر است هرگز بدون جنگ نخواهد بود. تمدنهای بزرگ تاریخ همگی از دل جنگ بیرون آمدهاند و توانستهاند خود را بر دنیا چیره کنند. از این رو نقطهی ضعف تشکیل و توسعهی هر تمدنی رفاهطلبی و آسایشجویی است.
ایران مانند همهی کشورهای خواهان پیشرفت با این معضل دست به گریبان است و اگر دستاندازی پیش روی این ملت است چیزی جز این نخواهد بود. با این همه به نظر میرسد این حربه نیز به جایی نرسیده است که کار به مبارزهی مذبوحانه کشیده شده است. مشتاقم هر چه زودتر تمام توان اسرائیل را در صحنهی مبارزه با ایران ببینم. آنها باید جنگندههای پنهانکار خود را به پرواز درآورند و از خفتِ جنگ مزورانه و ترقهبازانه به در آیند. اگر بر سر بیدفاعانِ غزه و لبنان و سوریه و پیشتر کشورهای ائتلاف عربی آنها را هوار کردند، وقت آن است توان بازدارندگی و دفاعی ایران را نیز با آن محک بزنند. معلوم است پس از این اقدام میشود درباره سرنوشت این رویارویی روشنتر داوری کرد؛ گرچه برای من مانند روز روشن است اگر ایران دست بانیان ترکمانچایها را قطع کند، قدم در راهی بسیار فراخ خواهد نهاد.