بسم الله الرحمن الرحیم
بود نخستین غزل آن حکیم

.

از عدم آغاز کند هر وجود
هیچ نباشد شکرین از عدیم

.

ای عدم بن عدم بن عدم
لاف نزن از قد شعر قدیم

.

بس که تمنای تو منگم کند
گم شود آوا و نوا در نسیم

.

بر من دیوانه ببخش این سرود
کز پسِ او نیست مرا زر و سیم

.

با تو مناجات کند رنج من
سوی تو آید الف و لام و میم

.

تا ز میان بردرم این پرده‌ها
می‌گسلم راء ز نون و ز جیم

.

نیست امیدی به جز از مهر تو
قسمت آذر شوم از حجم بیم

.

ای پدر دفتر دیوان چرا
مانده خداوند سخن‌ها یتیم؟

.

کاش به جایم تو ترنم کنی
تا بشوم در غزل تو سهیم

.

.

.
۲۷مردادسه