شاید این‌طور به نظر بیاید که در تمام جهان رؤیافروشی و لاف‌زنی به‌ویژه در امور سیاسی و کسب قدرت کاری معمول و جا افتاده باشد، ولی یافته‌های جدید دانش بازاریابی سیاسی نشان می‌دهد که سیاست‌مردانِ دهه‌های اخیر همواره کوشیده‌اند تصویری واقعی از موقعیت خود و وعده‌های محقق‌شونده ارائه بدهند تا پس از پایانِ کارزارهای انتخاباتی، حتی در صورت شکست، تصویری سخره‌برانگیز در اذهان مردم به جا نگذارند. مع‌الاسف ما در سیاست که سهل است، در مهم‌ترین امر هستی که دین باشد هم ناتوان از ارائه تصویری واقعی و مرتبط با واقعیت جامعه‌ایم و مدام شکاف میان تصویرِ ارائه‌شده و تودۀ جامعه بیشتر می‌شود و شاید این سراشیبی همیشه به برخی سربالایی‌ها ختم نشود.

بنده در این مدت توفیق داشتم ترجمۀ چند کتابِ به‌روز در باب بازاریابی سیاسی را ویرایش ادبی کنم. ممکن است باورتان نیاید، به‌جرأت می‌گویم درصدِ خاصی از این یافته‌ها و توصیه‌های مجرب، در دولت روحانی کاملاً مشهود است. آقای آشنا که چندین سال با گروهش مدام مطالعه کرد، یحتمل این‌ها را هم دیده باشد و در دولت روحانی از آن‌ها بهره‌ها برده است. دولتی با آن پشتوانۀ خاص علمی در نوع خودش، هشت سالِ تمام کشور را در چنگش گرفت و برخی از دوستان که برای در قطارِ دولت ماندن مدام به این نامزد و آن نامزد آویختند، بدونِ کمترین پشتوانه و اطلاعی از پیچیدگی‌های حکمرانی، می‌خواهند صاحب دولت شوند. حاصلِ کار گویاتر از سخن‌پراکنیِ امثالِ بنده است.