راه ناگویا
وقتی برای امضای معرفی به دکتری سراغ استادم در دانشگاه علامه طباطبایی رفتم، غمم این بود که به خاطر مشغلههای معیشت، از فضای ادبیات دور افتادهام. جلوی درِ خانهاش از او راه جستم. گفت خود راه بگویدت که چون باید رفت. هنوز هم در حال استفتاء از راهی هستم که به ترکستان میرود. به قول حسین هروی، دوست شاعرم، به وعدههای تو دل بستهام، ولی افسوس / که عمر نوح ندارم، که آدمی فانیست.
+ نوشته شده در جمعه دوم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 22:23 توسط ابرمیم
|